خدایا ممنونم بالاخره بعد از یک سال صدامو شنیدی.عزیز دلم بازم به من اطمینان کرد
برگشت خدایا اما فرصتم کمه دارم از خوشی بال در میارم به قول خودش انا همش اصرات پاییز.



شب موشی نوشته ام را می خورد
ای شاه پرک ها
به دادم برسید
ای بادهای مساعد به دادم برسید
نوشته هایم را تا شب نشده
به سرزمینی ببرید
ان هنگام که سپیدار های بلند را قطع می کنند
یک به یک مردمانش با صدای تبر می گریند
شرزمینی که مردمانش
معنای کلش را خوب می دانند........
زندگی گل سرخی است پر از برگ و پر از عطر و پر از خار
یادمان باشد اگر گل چیدیم
عطرو خارو گل و برگ همه همسایه دیوار به دیوار همند
با انکه هر شب ناله ها چون مرغ شب سر داده ام من
در سر ندارم هوسی چشمی ندارم به کسی ازاده ام من
با انکه از بی حاصلی سر در گریبانم چو گل
شادم که از روشن دلی پاکیزه دامانم چو گل
خندان لب و خونین جگر مانند جام باده ام ازاده ام من
یا رب چو من افتاده ای کو؟ افتاده ی ازاده ای کو؟![]()

خيلي فكرم مشغوله خدايا كمك ديگه صبرم تمومه
تو ان سوي پل جا مانده بودي
عشق من فرياد شد
فرياد تمنا شد
تمناي من خشم تو شد
و خشم تو عاقلم كرد
پل خراب شد
عشق.....
چمدانش را بست و رفت!
زندگی یعنی چکیدن
همچو شمع از گرمی عشق
زندگی یعنی لطافت
گم شدن در نرمی عشق
میلاد با سعادت منجی عالم را به همه شما دوستان تبریک می گویم
عید خوبی داشته باشید
برید حال کنید و خوش بگذرونید![]()
به سوی مبدا
به سوی مقصد
به سوی انجا که بتوانی
انسان باش
دلتنگی هایم بزرگ است
غصه هایم بزرگتر
شانه هایم کوچکند
دلم کوچکتر
کجاست عدالت؟
سلام خوبین ؟ من ازاده هستم از امروز هم میخام تمام حرفام احساسمو........ رو با تو شریک شم پس تولد وبلاگم مبارک!!!!






