تبليغاتX
در به در


 

 

 

خاطره .شعر

با انکه همچون اشک غم بر خاک ره افتاده ام من

با انکه هر شب ناله ها چون مرغ شب سر داده ام من

در سر ندارم هوسی چشمی ندارم به کسی ازاده ام من

با انکه از بی حاصلی سر در گریبانم چو گل

شادم که از روشن دلی پاکیزه دامانم چو گل

خندان لب و خونین جگر مانند جام باده ام ازاده ام من

یا رب چو من افتاده ای کو؟         افتاده ی ازاده ای کو؟


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 17:11  توسط آزاده  |